
اعزام کاروان بسیج دانشجویی دانشگاه های دامغان به مناطق جنگی
علاقه مندان می توانند جهت ثبت نام ار تاریخ ١/١٢/١٣٨٧ لغایت ١٠/١٢/١٣٨٧ به دفاتر بسیج دانشجویی دانشگاه های دامغان واقع در دانشگاه ها مراجعه کنند
زمان حرکت : ١٨/١٢/١٣٨٧
...ادامه موضوع قبل
1-تعریف وهابیت
وهابیت یکی از فرقه های اسلاص برخاسته از مذهب حنبلی از مذاهب چهار گانه اهل سنت است که در قرن دوازدهم قمری (اواخر قرن 18 میلادی ) در سرزمین عربستان ظهور کرد. بنیانگذار آن محمد بن عبدالوهاب بود که عقیده داشت بسیاری از مسلمانان مشرک شده اند و اعمال و مناسک آنان شرک آلود است. او به زعم خود در پی آن بود تا مسلمانان مشرک را دوباره به توحید بازگرد اند.
بر این مبنا او و پیروانش مبارزه شدیدی را با افزودن حمیت حنبلی برای ریشه کنی آنچه بدعت می پنداشتند، آغاز کردند و در این میان به تعبیر دکتر حمید عنایت بزرگترین معارضه قشری را با تشیع _که از آغاز اسلام سابقه نداست _ براه انداختند. آنان با آنکه ابتدا در اقلیت بودند و اکثر سنیان نیز از آنها هراسان و مبری بودند با افراط کاری هایشان علی الخصوص با حمله به اماکن مقدسه شیعه و هتک حرمت آنها، چنان شور و محنتی در میان شیعه برانگیختند که شیعیان را در حفظ هویت مستقل خود کوشا تر کرد. در حال حاضر نیز وهابی ها به غلط تهمت شرک بر سایر مسلمانان بویژه شیعیان می زنند و آثار اسلامی شیعه را مورد حمله و هجوم قرار می دهند.
2-علت نامگذاری به وهابیت
ممکن است این پرسش در ذهنمان خطور کند که چرا نام این فرقه را محمدیه _ با توجه به اسم بنیانگذار آن _ ننامیده اند، بلکه آن را به نام پدرش "وهابیه" خوانده اند در حالی که پدر مؤسس وهابیت نیز با اقدامات پسرش مخالف بود.
در پاسخ گفته شده است که این نام را مخالفان وهابیت بر پیروان إین تفکر نهاده اند تا از یک سو با نام مبارک پیامبر اعظم (ص) اشتراک پیدا نکند که موجب سوء استفاده شود و از سوی دیگر وهابی ها را اهل بدعت و گمراه معرفی نمایند. محمود شکری آلوسی، صالح بن دخیل بخاری و احمد امین مصری به این مطلب اشاره کرده اند.
گفتنی است محمد بن عبدالوهاب و پیروانش خود را "موحدین" می نامیدند.
همچنین به پیروان این فرقه سلفیه یا سلفیون نیز اطلاق می شود.
سلفی ها گروهی از پیروان مذهب هنبلی بودند که در قرن چهارم هجری قمری پیدا شدند . آنا که سخنان خود را به امام احمد ابن حنبل نسبت می دادند ، عقیده داشتند که بیان عقاید اسلامی باید به همان شیوه عصر صحابه و تابعین باشد ، آنان با دیدی متحجرانه روش های عقلی و منطقی را از اسلوب جدید می دانستند که در زمان صحابه و تابعین معلوم نبود ه است ، لذا به آن اعتقادی نداشتند . "ابو محمد بربهاری " از عالمان معروف حنبلی در قرن چهار هجری عبد الله ابن محمد عکبری متوفی 387 ق و در ادامه این تفکر در قرن 7 و 8 " احمد ابن تیمیه " از صاحبان این نوع اندیشه بودند . محمد بن عبد الوهاب نیز اهم عقاید خود را از ابن تیمیه گرفته است . آنان خود را پیرو سلف صالح می پنداشتند . می توان گفت که محمد بن عبد الوهاب فرزند فکری ابن تیمیه است .
3-خواستگاه و هابیت
خاستگاه وهابیت همان گونه که قبلأ بیان شد سرزمین عربستان است. شبه جزیره عربستان به لحاظ عوارض جغرافیایی به پنج بخش تقسیم می شود:
یک) تهامه: که سرزمینی است پست و از ینبع در ساحل دریای سرخ تا سرزمین نجران را شامل است. این سرزمین را به خاطر گرمای سخت بدین نام نهاده اند.
دو) حجاز: که به معنای مانع است، حجاز است چون در جهت شمالی یمن و در شرق تهامه قرار دارد و این دو بخش را از هم جدا می کند.
. حجاز شامل چند وادی است و سلسله کوه هایی که بلندی برخی از آنها از دو هزار متر بیشتر است.
سه) نجد: که از جنوب به یمن و از شمال به بادیه السما وه امتداد دارد و به سبب بلندی زمین آن را نجد نامیده اند.
چهار) یمن: که از نجد تا اقیانوس هند در جنوب و دریای سرخ در غرب گسترده است.
بنج) عروض: که به معنای مانع است و یمامه، عمان و بحربن را شامل است. آن را عروض نامیده اند چون میان یمن و نجد و عراق واقع شده است.
منشاء و خاستگاه و هابیت همان گونه بیان شد سرزمین عربستان است . شبه جزیره عربستان به لحاظ عوارض جغرافیایی به پنج بخش موقعیت جغرا فیایی در گذشته تقریبا منزوی بود لذا طرح یک ایده دور از چشم مخالفان فکری قوی تا مدتی می توانست پایدار شود و هویت یابد . بنیانگدار وهابیت پس از اینکه عقایدش در منطقه حجاز طرد شد، سرزمین نجد را برای فعالیت خود برگز ید و در نهایت با کمک "سعود بن محمد" حاکم"درعیه"، رئیس و مؤسس خاندان آل سعود و پسر او "محمد بن سعود" تفکر خود را گسترش داد
4- موسس وهابیت
محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان بن علی تمیمی بخدی " 1111 یا ط 1115 ق/1206 یا 1207 ق" مؤمس وهابیت در "عینیه" به دنیا آمد و پس از نود سال عمر درگذشت. او فقه حنبلی را نزد پدرش که از علمای منطقه نجد بود فر اگرفت و مدتی را درمدینه به تحصیل پرداخت. سپس چهار سال در بصره، پنج سال در بغداد، یک سال در کردستان، دو سال در همدان و چهار سال در اصفهان حضور داشت و مذاهب اسلامی را مطالعه می کرد. در احوال او گفته اند که ازکودکی علاقه شدیدی به مطالعه کتب تفسیر، عقاید و حدیث داشت. از همان جوانی عادات و رسوم و برخی اعتقادات مردم را به تمسخر می گرفت و آنان را جاهل و مشرک می نامید. همچنین به مطالعه کتاب های ابن تیمیه خیلی علاقه داشت. مؤسس وهابیت پس از بازگشت به نجد با همه مذاهب اسلامی به جز حنبلی درا فتاد و با قدرت امرای سعودی نجد، وهابیت گسترده شد.
بنیانگذار وهابیت صاحب آثاری است که از مجموعه آنها به موارد زیرمی توان نام برد:
یک: کتاب التوحید، شامل چند رساله و مهم ترین اثر او.
دو: ثلاث رسائل فی العقیده الاسلامیه
سه: عقیده الفرقه النا جیه.
چهار: تعدادی رساله و فتوای فقهی.
محمد بن عبدالوهاب علاوه برآثار مکتوب از قدرت بیان و نفوذ بالایی برخورد ار بوده است. درباره ی عقاید او در ادامه بیشتر سخن خواهیم گفت.
5- شرایط ضهور وهابیت
وهابی گری در دوران ضعف خلافت عثمانی و در شرایطی که دنیای غرب بویژه انگلیس درصدد تجزیه دولت عثمانی و تضعیف مسلمانان بود، پدیدار شد. دوره شکل گیری و هویت یابی این تفکر همزمان است با دوره نادر شاه افشار و ابتدای ظهور قاجار.
در زمانه ای که با توجه به سابقه تاریخی درگیری سنی _ شیعه، کوشش هایی از سوی برخی علما و سیاستمداران برای اتحاد اسلام و مسلمین و تفاهم شیعه _ سنی صورت می گرفت و برخی از مسلمانان به رغم فساد حاکم بر دولت عثمانی برای مصالح کلی اسلام و با توجه به تهدید دنیای مسیحی غرب، اصلاح خلافت عثمانی را پی می گرفتند و نه تجزیه و فروپاشی آن را، حرکت محمد بن عبدالوهاب در فضای نفرتی که برخی اعر اب از تر کان عثمانی داشتند، جو لازم را برای دامن ردن به اختلا فات مذهبی در دنیای اسلام فراهم کرد. با چنین رهینه ای استعمار انگلیس نیز فرصت را غنیمت شمرد و زمانه را برای تضعیف و تحریک اعر اب ضد امپراتوری عثمانی مساعد دید.
در این شرایط با وجود حاکمیت عثمانی بر شبه جزیره عربستان جنگ قدرت در شبه جزیره بین سه قبیله مهم جریان داشت؟ خاندان شریف حسین در مکه، آل سعود و آل رشید. در نهایت این آل سعود بود که بر سایر رغبا غلبه کرد و گوی قدرت را با نظر مساعد انگلیس از دیگران ربود. بنابراین جنبش وهابیگری رنگ ضدعثمانی داشت و خطری برای خلافت عثمانی به حساب آمد.
از این رو محمد علی خدیو مصر از جانب سلطان عثمانی آن را سرکوب کرد اما پس از جندی دوباره سربلند کرد و پس از تسلط بر حجاز، دولت عربستان سعودی را با قدرت آل سعود تشکیل دادند.
با گذشت زمان امروز می بینم که گویا حرکت وحدت شکنانه وهابیت در درون جامعه بزرگ اسلامی، اختصاص به آن دوران نداشته است. در حال حاضر نیز اقدامات وها بیون افراطی در پاکستان، افغانستان و عراق استمرار همان حرکت علیه انسجام اسلامی است که به نفع شیطان بزرگ و طاغوت اعظم زمانه، ایالات متحده آمریکا، انگلیس و صهیونیزم جهانی است. امید آنکه خداوند همه ما را از غفلت و جهالت نجات دهد.
...امروز برای ما مسلمانان چیزی شیرین تر از آن نیست که شاهد گر ایش روزافزون مردم دنیا بویژه در اروپا و آمریکا به اسلام عزیز هستیم. هنگامی که خبر وصال تشنگان حقیقت را به سرچشمه اسلام ناب محمدی (ص) در گوشه و کنار جهان می شنویم، به وجد می آئیم و خدای بزرگ را بر این نعمت عظمی شاکریم، اما چه دردناک است هنگامی که اخبار درگیری بین برخی از برادران مسلمان را می شنویم و دردناک تر از آن زمانی است که می بینیم دشمن، کارگردانی گسترش اختلا فات مذهبی را بر عهده دارد و ما از غافلانیم.
گاه این پرسش در ذهنمان نقش می بندد، در شرایطی که سران استبکار جهانی گاه و بیگاه نیات ضدا سلامی خودرا با عنوان جنک های صلیبئ جدید و توهین به عزیز ترین مقدسات مسلمانان یعنی پیامبر اعظم (ص) آشکار می کنند، چگونه کسانی که عنوان مسلمانی دارند برخلاف فرمان خدا و رسول (ص) به خود اجازه می دهند تا عده ای دیگر از مسلمانان بی گناه را در پاکستان، عراق و افغانستان به خاک و خون بکشند؟! به سایر مسلمانان تهمت شرک و کفر بربندند و به جای درگیر شدن با دشمنان مشترک مسلمانان یعنی آمریکا، انگلیس و صهیونیسم جهانی و به جای گسترش اسلام در بین بت پرستان و مشر کان شرق آسیا و سایر نقاط جهان، شیعیان را آماج حمله های زهرآگین خود سازند؟!
بی گمان علت نزاع این گروه _ که وهابی نام دارند _ با شیعیان از عوامل زیر خارج نیست:
1 _ جهل و ناآگاهی نسبت به مبانی اصیل شیعه:
2 _ تعصب غلط، خودخواهی و منفعت طلبی؟
3 _ تلاش دشمن برای ایجاد جنگ مذهبی در دنیای اسلام؟ ترکیبی از هر سه علت نیز ممکن است و چه بسا جهل و ناآکاهی بستر دو دیگر باشد.
بر این مبنا عده ای در دام طاغوت اعظم زمانه و شیطان بزرگ گرفتار آمده اند و نقشه های دشمن را در تضعیف اسلام و مسلمین با راهبرد " جنگ مذهب علیه مذهب" پی می گیرند و دیگرانی نادانسته و از روی احساسات اسیر جنگ روانی دشمن شده اند.
در این مقاله ما را با دوستان شیاطین و طاغوت سخنی نیست، چه اینکه: سواه علیهم اانذرتهم أم لم تنذرهم لآ یؤمنون. (بقره 6/ )
روی سخن با کسانی است که از روی ناآگاهی و تعصب غلط به درگیری با شیعیان می پردازند و بدون اینکه خود بخواهند و یا بدانند آب به آسیاب دشمن می ریزند.
توضیح اینکه پیروان مذاهب مختلف اسلامی در تعامل با همدیگر راه های مختلفی را می توانند پس روی خود بگشایند:
راه اول: پا فشاری بر تعصبات نادرست، تحجر و تلاش برای تحمیل دیدگاه های خود بر دیگر مسلمانان به هر قیمتی است. این شیوه از آنجا که پذیرش عقاید باید از روی میل و رغبت باشد، _ اساسأ عقیده اجبار پذیر نیست _ ناصواب است. دیگر آنکه اصرار بیش از حد بر تحمیل عقاید به دیگری، درگیری و خونریزی در پی دارد. آگاهیم که خدا و رسولش (ص) از این شیوه ناراضی اند و هیچ عقل سلیمی نیز آن را نمی پذیرد. مبنای دعوت بنا به فرمان خداوند کریم، حکمت، پند نیکو و جدال احسن است نه درگیری و زور و تر ور.
راه دوم: طریق مسالمت، برخورد منطقی و عقلانی است که در لسان قرآن مجید با تعبیر "شنیدن نظرها و پیروی از نیکو ترین آن" یاد شده است. این شیوه مرضی خدا و رسول (ص) و منطبق با عقل و فطرت است و نتیجه آن هدایت و زندگی مسالمت آمیز مسلمانان با همدیگر و پی گیری اهداف اسلام برای تحقق آن در کران تا کران هستی است.
باشد تا با اتخاذ شیوه ی دوم، همگی به ریسمان محکم الهی چنگ زنیم و با اتحاد و انسجام اسلامی دنیای اسلام را با عطر محمد و آل محمد (ص) معطر سازیم.
با توجه به مطالب یاد شده نویسنده بر آن است تا نگاه وهابی ها را نسبت به تشیع بررسی و به اجمال آن را نقد کند. از آنجا که لازم است مبنای استدلال منبع مشترک باشد، نگارنده تلاش می کند بیشتر از قرآن کریم بهره گیرد. اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.
ادامه دارد
... شیطان پرستی جدید آیینی است برگرفته از تفکرات و ایده های مختلف و از اصول اصلی میتوان به ضدیت شدید دینی مسخره کردن اعتقادات ادیان و اهمیت بسیار زیاد به مسائل جنسی اشاره کرد.
شیطان پرستان دارای یک سری اعتقادات هستند که در کتاب انجیل شیطانی آمده است و همچنین دارای کلیسای شیطان نیز میباشند که در 30 آوریل 1966 توسط آنتون لاوی تاسیس شد و در پس از مرگش اداره آن به همسرش بلانش بارتون رسید و در حال حاضر نیز توسط یکی از اعضای قدیمی آن یعنی پیتر گیلمور اداره میشود . این کلیسا تنها مکانی است که بر اساس قوانینش با استفاده از کمکهای مالی دولتها برقرار نیست و اعضای آن برای ورود به آن باید پول بپردازند در ضمن کودکان نیز تا زمانی که توانایی درک فلسه آنها را پیدا نکرده اند اجازه ورود به آنجا را ندارند .در ضمن ورود افراد غیرشیطان پرست به آنجا بدون ایراد میباشند.
انجیل شیطانی شامل 4 بخش است : "کتاب شیطان" ،"کتاب لوسیفر"،"کتاب بلیل Book of Belial " و" کتاب لویتان Book of Leviathan" که هر کدام شامل مطالب خاص خود میباشند فصل اول این کتاب احکام 9 گانه شیطان پرستی است . خوب است نگاهی به این 9 حکم بیندازیم :
1. شیطان به جای ریاضت نماینده افراط است.
2. شیطان به جای اینکه نمایاننده توهم های معنوی باشد نماینده زندگی مادی است.
( همه مسائل و تجارب غیرمادی و معنوی از دید آنها توهم و دروغ و تظاهر خوانده میشود.)
3. شیطان نشان دهنده عقل پاک است به جای خودفریبی متظاهرانه.
4. شیطان نشانه عشق به افرادی است که لیاقتش را دارند نه هدر دادن آن برای افراد نمک نشناس .
( درست برعکس مسیحیت و سایر ادیان که عشق به انسانها را به انسانها آموزش میدهد)
5. شیطان به ما انتقام جویی را به جای برگرداندن طرف دیگر صورت نشان میدهد.
( درست برخلاف کلام حضرت عیسی(ع) ؛ در اسلام نیز در برابر ظلم سکوت نمیکند اما پاسخ یک سیلی را فقط یک سیلی میداند و بس!)
6. شیطان به ما مسئولیت در برابر مسئول را به جای مسئولیت در برابر موجودات ترسناک خیالی را می آموزد.( یعنی اعتقاد به معاد و بهشت و جهنم را تنها عامل انسانیت افراد با ایمان میداند و همچنین خود را فقط دربرابر کسی مسئول میداند که در برابرش مسئولیت دارد نه سایر افرادی که ممکن است درگیر عملی شوند که او انجام میدهد.)
7. شیطان میگوید که انسان حیوان دیگری است، گاه برتر و اکثر مواقع به دلیل " روح خدایی و پیشرفت ذهنی اش که از او بدطینت ترین حیوان را ساخته است " پست تر است. (دقت کنید که روح خدایی که به اعتقاد ادیان منشاء و دلیل بزرگی و خوبی انسانهاست در این نظریه دلیل بدطینت ترین موجود بودن اوست.)
8. شیطان آنچه را که گناه مینامند را عواملی برای ارضای نیازهای فیزیکی ، حسی و ذهنی میداند.
( یعنی گناهان را برای ارضاء نیازهای انسانی لازم میداند)
9. شیطان بهترین دوست کلیساست زیرا آن را سالها مشغول کرده.
و در آخر هم بد نیست برخی قسمتهای این کتاب را بخوانیم :
" به نام خدای بزرگ ما ؛ شیطان ؛ به شما فرمان میدهم که از دنیای سیاه بیرون آیید . به نام چهار شهریار سیاه جهنم ؛ پیش آیید . شیطان ؛ جام باده لذت را بردار . این جام پر از اکسیر زندگی است ؛ و آنرا با نیروی جادوی سیاه انباشته کن . این نیرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامی آن است . آمین "
"ای دوست و همدم شب ؛ تو از صدای سگ ها و ریختن خون شاد میشوی ؛ تو در میان سایه های قبور میگردی ؛ تو تشنه خون هستی و بشر را تهدید میکنی گور گومورو ؛ ماه هزار چهره ؛ به قربانیان ما با نظر مساعد بنگر . دروازه های جهنم را بگشا و بیرون بیا ... "